السيد محمد حسين الطهراني
284
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
قرآن ( سوره روم ) است : فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ * مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَ اتَّقُوهُ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ * مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ . « 1 » « بنابراين ، بر پا بدار وجهه خود را به دين اسلام در حالى كه از تمام مرامها و مذاهب اعراض نموده و ميل و گرايشت بدان بوده باشد . فطرت خدائى را محكم بگير و بدان تمسّك كن ؛ آن فطرتى كه خداوند مردمان را با آن سرشته است . در آفرينش خدا تبديل و تغييرى نيست . اينست دين استوار ؛ و ليكن بيشتر از مردم نميدانند . تو اى پيامبر با مؤمنينى كه به خدا گرويدهاند ، بايد به سوى او انابه و رجوع كنيد ، و بايد تقواى او را داشته باشيد ، و نماز را بر پا بداريد ؛ و از مشركين نباشيد : از كسانى كه دين خود را جدا ساختند و به دستهها و گروههاى مختلف منشعب شدند . هر حزبى به آنچه در نزد خود دارد خوشحال است . » معناى فطرى بودن أحكام دين مقدّس اسلام تفسير آيه : فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها حضرت علّامه در تفسير اين آيات گفتهاند : فطرت در اينجا براى بيان نوع است به معناى ايجاد و ابداع . و فِطْرَتَ اللَهِ منصوب است بنا بر إغراء ، يعنى فطرت را بگير و از آن دست برمدار . و در اين كلام اشاره است به آنكه اين دينى كه واجب است انسان وجهه خود را به آن اقامه كند همانست كه سرشت و آفرينش به آن ندا ميدهد ؛ و فطرت الهيّهاى كه در آن تبديلى نيست ، ما را بدان رهبرى مينمايد . به علّت آنكه دين معنائى ندارد مگر سنّت حيات و زندگى كه بر انسان
--> ( 1 ) آيات 30 تا 32 ، از سوره 30 : الرّوم